علي الجلابي الهجويري الغزنوي
7
كشف المحجوب ( فارسى )
آنچه مىباشد از سكون و حركات بنده جمله فعل و خلق خداى است تعالى پس آن قوّتى را كه بنده بدان طاعت كند توفيق خوانند و اين كتاب جايكاه اين مسئله نيست كه مراد ازين چيزى ديكر است و باز كشتم بسر مقصود تو ان شاء اللّه عزّ و جلّ و پيش از آنكه بر سر سخن شوم نخست سؤال ترا بعينه بيارم و از آنجا بابتداء كتاب پيوندم و باللّه التوفيق صورت السؤال قال السائل و هو ابو سعيد الهجويرى بيان كن مرا اندر تحقيق طريقت تصوّف و كيفيّت مقامات ايشان و بيان مذاهب و مقالات ايشان و اظهار كن مرا رموز و اشارات ايشان و چكونكى محبّت خداوند عزّ و جلّ و كيفيّت اظهار آن بر دلها و سبب حجاب عقول از كنه و ماهيّت آن و نفرت نفس از حقيقت آن و آرام روح با صفوت آن و آنچه بدين تعلّق دارد از معاملات آن قال المسئول و هو على بن عثمان الجلّابى رح بدانكه اندرين زمانهء ما اين علم به حقيقت مندرس كشته است خاصّه اندرين ديار كه خلق جمله مشغول هوا كشتهاند و معرض از طريق رضا و علماء روزكار و مدّعيان وقت را ازين طريقت صورت بر خلاف اصل آن بسته است پس بياريد همّت به چيزى كه دست اهل زمانه باسرها از ان كوتاه بود بجز خواصّ حضرت حقّ و مراد همه اهل ارادت از آن منقطع و معرفت همه اهل معرفت از وجود آن معزول بجز خواصّ حضرت حقّ خاصّ و عامّ خلق از آن به عبارت آن پسند كردهاند و مر حجاب آن را بجان و دل خريدار كشته و كار از تحقيق بتقليد افتاده و تحقيق روى خود از روزكار ايشان پوشيده و عوامّ بدان پسند كرده كويند كه ما حقّ را همىبشناسيم و خواصّ بدان خرسنده شده كه اندر دل تمنّى يابند و اندر نفس هاجسى و اندر صدر ميل بدان سراى از سر مشغولى كويند اين شوق رويت است و حرقت محبّت و مدّعيان بدعوى خود از كلّ معانى باز مانده و